درجوابیه دادنامه منتشره در وبلاگ آقای غریب دوست

با ملاحظه نظراتی که در خصوص دادنامه درج شده در وبلاگ اقای غریب دوست به این ادرس درج شده بود 

     http://alirezalaw.hoqooqdan.com/                     بران شدم تا با قاضی صادر کننده رای که اهل وب گردی و اینترنت نیست در میان بذارم که جوابیه ای را اماده و از من درخواست کردند تا انرا در وبلاگ خود بذارم که به شرح ذیل است

                                باسمه تعالی

                            داستان کوه وگردباد

باد نحس وسرکشی  که می خواست به دشت بیاید وخانه وکاشانه دشت نشینیان را خراب نماید وبه یکسو افکند ، کوه مقاومی  را سر راه خود می دید ، بطوری که تمام زحمات وتلاش هایش بی نتیجه می ماند.یک روز تصمیم گرفت تا ایادی ومزدورانش راجمع نموده وبه جنگ کوه آید تابابرداشتن آن ازسرراهش،به راحتی بتواند دشت را مورد هجوم خود قرار دهد .گردباد سنگینی بهم آمیخت و به جنگ کوه آمد ، اما کوه محکم تر از قبل ، چنان سیلی بر گردباد زد که او را برای همیشه خاموش نمود .در داستان ما کوه یعنی قاضی وگردباد تمام ستیز ها و دشمنی هایی است  که بر سر راه قاضی ایجاد می گردد . تا او را از اندیشیدن به حق و عدالت باز داشته و منحرف نماید. دشت نیز ستمدیدگانی اند که مورد هجوم گرد باد  بی عدالتی ها قرار می گیرند.قاضی نستوه و مبارز که دل را به علی اعلی سپرده است به گردبادهایی که دشمن حق و عدالت اند توجه نمی کند و مانند کوه ثابت و استوار است .چرا که عدالت ؛ هویت قاضی و جوهره  شخصیتی اوست . عدالت ، تنها آرمانی است که برای قاضی مقدس بوده و قاضی برای اجرای آن تمام ناملایمات را پذیرفته و در دست یابی به آن ، خستگی را نمی پذیرد چرا که این آرمان ،آرمانی خدایی است و چه بسیارند انسانهای پاک و والا مقامی که در مسیر آن به شهادت رسیده و قاضی در پس خون سرخشان خود را مسئول دانسته وگامی عقب نمی گذارد و در مقابل دشمنی ها و آبرو شکنی ها از مقاومت باز نایستاده و خدا را مدافع خود می داند :«ان الله یدافع عن الذین امنوا»قطعا خداوند است که از ایمان آورندگان دفاع می کند .و همین وصف  عدالت و حق جویی قاضی است که او را در لسان تمجیدی مبارک نبی گرامی اسلام «ص» جاری ساخته که :  «خیر الناس قضاة الحق »بهترین مردم قاضیان حق و عدالت اند پشتیبانی و حمایت خداوند از قاضی عامل غرور و شادی اوست . و اگر تمام دنیا با قاضی دشمنی کنند از فرح و شادی مقدس او نمی کاهند  و او را غمگین و دلشکسته نمی نمایند تا مقاومتش را سلب نموده و از میدان مبارزه با ظلم و ستم بیرونش کند . قاضی در جبهه ای قرار دارد که فرمانده اش خداست و تا زمانی که با خداست پیروز جنگ و جبهه است . قاضی حق و عدالت ، هیچگاه از محکوم علیه انتظار ندارد از او تمجید نموده و تشویقش کند و یا  زبان به ستایش او بگشاید . بلکه با تکیه بر احقاق حقی که در رای خود نموده است ، خود را در مقابل نیش زهر آلود محکوم علیه و مجرم محفوظ نموده است . تنها مرشد و راهنمای قاضی ، خداوند قاضی آفرین است که در تمام لحظه ها همراه قاضی بوده و او را از حضیض تنهایی و ، وحشت به سر حد کمال و شهرت می رساند و به حکم عادلانه او شهرت جهانی می بخشد .اینکه دشمنی با یک قاضی گمنام ، در یک شعبه ناشناخته از دادگاه ، در مکانی دور افتاده ، ظاهر و آشکار گردیده و بر آنتن ماهواره و سایت می رود ، جز خواست الهی نبوده تا دشمن او و تمام قضات حق و عدالت را رسوا کند .خمیر مایه شیشه گر سنگ است                        عدوشود سبب خیر گر خدا خواهدبدین سان خداوند را شکر گفته و پیشانی خضوع به در گاهش فرود آورده ، از قول امام صادق (ع) می گوییم که :«خدا را شکر می کنیم که دشمنان ما کوته فکر و کم اندیش هستند . »حکایت پرونده کلاسه ۳۰۲ / ۸۴ ح ۳ که خود مشتمل بر پرونده های متعدد دیگری
می باشد شیرین و شنیدنی است . بدین شرح که پس از تشکیل پرونده های متعددی که در راستای اعتراض و واخواهی به دادنامه‌ی ۴۱۷-۶/۱۱/۷۵ اصداری از شعبه ۶ عمومی وقت (شعبه سوم فعلی) شهرستان اراک ، انجام گرفت ، شخصی به نام احسان اله منوچهری مهاجرانی به عنوان اصیل و وکیل ( برخی از واخواندگان ) که از دادنامه فوق متضرر گردیده بود ، با اعتراض خود پرونده و دادنامه مصدور را در کش و قوس حقوقی قرار داده و خیال می نمود که پرونده ، گونی کاهی است که هر وقت دلش بخواهد لایحه ای در آن جای دهد . خیالات احسان اله منوچهری به وی این اجازه را نمی داد تا به تایید و ابرام دادنامه در مقام واخواهی و اعتراض فکر و اندیشه نماید. پس از مدت ها رکود حاکم بر پرونده و پس از تصدی اینجانب به عنوان قاضی شعبه سوم محاکم عمومی حقوقی شهرستان اراک و پیگیری مداوم واعلام رای نهایی ، مبنی بر تایید و ابرام دادنامه موصوف ، طلسم پرونده غبارگرفته که برای دادگاه کابوسی وحشتناک شده بود ، گشوده و قفل جادویی آن شکست .
او که خیال نمی کرد روزی رای پرونده صادر شود چرا که پرونده بیش از حد قطور گردیده و اوراق فراوانی را به خود اختصاص داده بود ، آشفته شده و به جای اینکه از طریق مقررات قانونی نسبت به اعتراض و تجدید نظر خواهی در محاکم مافوق اقدام نماید به فکر شکستن حیثیت قاضی صادر کننده رای برآمد . ابتدا به دادسرای انتظامی قضات شکایت برد. اما با هوشیاری قضات دادسرا که خود با محافظت از پاسبانان حق و عدالت ، راه نفوذ دشمنان عدالت را بسته ، توطئه ایشان نقش بر آب شد او عصبانی تر از قبل متن دادنامه را به سایت چند دانشکده حقوق داده و ایادی وعمال خود را جمع نمود تا با عرضه ایرادات واشکالاتی بر دادنامه ، حکم قاطعانه دادگاه را سخیف جلوه داده و حیثیت قاضی صادر کننده رای را در هم شکند . عمده ترین ایرادات نامبرده به شرح زیرین است که توجه خوانندگان محترم ، خصوصا دانشمندان حقوق را به این ایرادات و پاسخ از آن جلب می نمایم : ایراد اول :بهداشت قلم در دادنامه رعایت نشده است . زیرا الفاظی همچون (معرکة آلاراء ) مشعر به معرکه زورگیران و پهلوانان کشتی است و مناسبتی با انشاء حقوقی ندارد !!!!پاسخ :عنوان ، «معرکة آلاراء» عنوانی علمی و ادبی است و در محافل علمی اساتید و مدرسین به خوبی ساری و جاری است . عنوانی است که در راستای اعلام ادب و احترام به سخن و دیدگاه طرف مقابل ، ابراز می گردد و اصطیاد معرکه زورگویان و قهرمانان کشتی و پهلوانان از سوء فهم و ذهن ناصوابشان است که راه تحقیق را بر او بسته و قدرت و توانائی ذوق ادبی اورا کور نموده است.               ایراد دوم : عدم رعایت بهداشت قلم به لحاظ وجود الفاظی که حیثیت وکیل (احسان اله منوچهری) را دچار بی اعتباری و نقصان نموده و او را به استهزا و تمسخر گرفته است.پاسخ :کشف استهزا و تمسخر از دادنامه فوق ، به خیال او باز می گردد و واقعیت ندارد . چرا که در متن دادنامه چنین الفاظی وجود ندارد ، کشف معنوی احسان اله منوچهری از دادنامه و حمل آن بر استهزا و تمسخر به علت خاطره تلخ محکومیت وی (اعلام بی حقی نامبرده ) از دادنامه فوق
می باشد . چرا که هر محکوم علیهی و یا هرکسی که حکم به بی حقی وی صادر شود ، تمام الفاظ رای را علیه خود تلقی نموده وخود را در مقابل آن تهی و سست می بیند . بر هر اندیشمند حقوقی که دادنامه مورد بحث را دیده و در متن آن نظرکرده باشد پوشیده نیست که هیچ صراحت و ظهوری مبنی بر وجود تمسخر و استهزا در آن دیده نمی شود و هیچ اثری از معرفی کردن احسان اله منوچهری به عنوان «صاحب خط زیبا» در دادنامه وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد ، اعلام یک وصف برجسته از او بوده نه اینکه پتکی بر شخصیت وی باشد .
ایراد سوم : وجود اصطلاحات عرفانی و فلسفی در دادنامه ، آنرا از روش معمول دادنامه نویسی خارج کرده و از سنت دیرینه انشاء رای در محاکم قضایی در طول تاریخ بیرون آورده و……..پاسخ:تاریخ گواه است که قضاتی که دستی بر فلسفه و عرفان داشته اند، از سایرین موفق تر بوده اند . جمود بر الفاظ معلوم ، سنت رای نویسی تلقی نمی گردد . ضمن اینکه استفاده از اصطلاحات عرفانی و فلسفی طراوت و تازگی مخصوصی به رای می دهد که برای محکوم علیه نیز بی سابقه بوده و تازگی دارد و همین تازگی است که نامبرده را شاکی نموده ، چراکه او در طول عمر خود، رایی به جامعیت و زیبایی این رای ، مشاهده نکرده است ، و نمی خواهد از عادت و انس با آراء قبلی خود خارج شود. وانگهی تصورشان که برگرفته از جمود فکری اوست را نباید به پای حقوق پویا و مترقی گذاشت و نباید فراموش کرد که ایرادات احسان اله منوچهری به معنای کهنگی و جمود است نه سنت گرائی حقوقی .حقوق اسلامی این انعطاف وآمادگی را دارد تا از ادبیات ، عرفان و فلسفه به خوبی استفاده نموده و برای رشد و تعالی آن چاره ای نیست جز اینکه با تحجرگرایی احسان اله خان منوچهری و امثال اومبارزه کرد.ایراد چهارم : در دادنامه نباید از «شعر» استفاده کرد .پاسخ:اگر خوانندگان محترم توجه نمایند ، درخواهند یافت که پس از صدور رای و اعلام حق تجدید نظر خواهی که فراغت از رای تلقی می گردد ، درقالب عناوین اخلاقی ، عرفانی و فلسفی ، استفاده از شعر هم شده است و هدف دادگاه ازآوردن شعر بعد از دادنامه ایجاد یک نوع احساس مثبت در طرفین بوده است تا شاید از تنازع چندین ساله خود دست برداشته و با هم مصالحه و سازش نمایند. تعجب ما از بی ذوقی نامبرده است که گویا فردی بی احساس در نطاق حقوق و وکالت است. اگر این شعر بی اثر بود پس چرا بعضی از اطراف پرونده ، قاضی را به لحاظ استخدام الفاظ عرفانی ، اخلاقی و فلسفی و طرح آن شعر ، ستایش نموده و پس از مراجعه به شعبه اعلام کردند ، آماده سازش اند . در تمام دنیا مرسوم است که قاضی برای ایجاد سازش بین طرفین راهکار احساس را عاملی مهم در راستای مصالحه به حساب آورده و اگر در پرونده ای طرفین به سازش برسند ، قاضی شادمان و خوشحال گردیده وآنروز را بهترین روز خود می داند . چه جور است که یک قاضی آمریکایی در راستای اعلام رای مبنی بر«حق حضانت» فرزند دهها صحفه رای می نویسد و در سطور و ارقام خود از واژه های احساس برانگیز استفاده می نماید تا توجه والدین را به همدیگر و به فرزند جلب نماید. آیا یک قاضی ایرانی توانا نیست ؟!! یا سرمایه ی ادبی ندارد؟! وانگهی انشاء رای در حقوق ایران تعریف خاصی ندارد بلکه همه قضات از رویه معمول در دادنامه نویسی تبعیت می کنند . حالیه چه ایرادی دارد که از استعاره های لطیف و دلربا و جذاب در رای استفاده شود . مکتب حقوقی آقای منوچهری ، یعنی رکود جامعه حقوقی واسارت آن و اگر در این میان حر وآزاده ای پیدا نشود که بخواهد به جامعه حقوقی کمال و تعالی بخشد، با ایرادات سم آلود او مواجه شده و اگر شجاع نباشد باید تسلیم این ایرادات شود . و این خلاف مروت و انصاف حقوقی است . النهایه تجربه قضایی نشان داده است که استخدام الفاظی بدیع و نگارش رای با طرحی جامع و نو هم قاطع دعوی است و هم قانع کننده مترافعین ، بنابراین دادنامه متنازع فیه از جمله دادنامه های کم نظیر در عالم قضا و دادرسی است . بنابراین:اصالة  را یی   صانتنی  عن  خطل                        و  حلیة  فضلی  زانتنی  لدی   العطلرای ستوار م  نگه دارد زحرف سرسری              زینت  فضلم  بیا را ید گه بی  زیوری ۱     رئیس شعبه سوم محاکم عمومی حقوقی شهرستان اراکسید محمد حسینی                   ۱-این شعر از کتاب زندگی نامه استاد بی بدیل دکتر ناصر کاتوزیان،اخذ شده است.

 

۳ کامنت

  1. علیرضا غریب دوست (blog author) نوشته است:


    جناب جهانشاهلوی عزیز
    با سلام و عرض ادب ، با توجه به مطالب معروضه ذیل ، ضمن اعلام اینکه امکان انتشار مطالب قاضی محترم شعبه سوم اراک در سایتم مقدور نیست ، از شما نیز تقاضا می کنم این پست را فعلا ٌ حذف فرمائید :
    ۱ - موضوع از طرف وکیل یکی از طرفین در دادسرای انتضامی قضات مطرح شده است و پرونده مفتوح و در حال رسیدگی است .
    ۲ - بنده نامی از افراد نبردم در حالیکه در این جوابیه نام افراد بیان شده که با توجه به مفتوحه بودن پرونده در دادگاه تجدید نظر و خمینطور موضوع شکایت علیه قاضی محترم در دادسرای انتظامی قضات ، افشای نام افراد تخلف جدی است و برای شما هم به عنوان یک قاضی ممکن است از طرف اصحاب دعوی مشکل ایجاد شود .
    ۳ - پیشنهاد می کنم کمی فرصت دهیم تا دادسرای انتظامی قضات در این خصوص رای دهد و سپس به تحلیل بنشینیم .
    با احترام
    علیرضا غریب دوست
    ۸/۲۵

  2. lld نوشته است:


    سلام.دوست من ،در ساختن ایرانی اسلامی و اباد با امر بمعروف و نهی از منکر کوشا باشیم.
    مقام معظم رهبری ،این سومین نامه ای از این دست…

    همه’ ما در حفاظت از اسلام و کشور عزیزمان مسئولیم.یا علی
    www.unknownsolgear.blogfa.com

  3. علیرضا نوشته است:


    o,f hsj Htvdk

نظر شما چیست؟